دوقلو ها

ما هستیم



درمان سرطان با سایبرنایف درمان سرطان با سایبرنایف
بیمارستان فوق تخصصی سرطان بیکن در مالزی.درمان موثر تومورهای سرطانی
ماسک کوچک کننده بینی
ماسک چندکاره مخصوص بینی
پاک کننده، کوچک کننده و فرم دهنده
X
تبلیغات در بلاگ اسکای

پروردگارا...کمکم کن، کمکم کن که بتوانم پنچره ی دلم را رو

به حقیقت بگشایم ....

خدایا ...

یاریم کن که مرغ خسته دلم راکه دیری است دراین قفس زندانی

است، درآسمان آبی عشق تو پرواز دهم ......

خدایا ....

پروردگارا...یاریم کن که شوق پروازراهمیشه درخود زنده نگه دارم .....

خدایا ....

توخود می دانی که بدترین درد برای یک انسان دورماندن ازحقیقت خویشتن

و رها شدن درگرداب فراموشی وسر درگمی است...

پس توای کردگار بی همتا مرا یاری کن که به حقیقت انسان بودن پی ببرم

تابتوانم روز به روز به تو که سر چشمه تمام حقیقت هایی نزدیک ونزدیکتر

شوم ...........

خدایا، مرا فرصتی ده تاپاک بودن راتجربه کنم وبتوانم حتی برای یک لحظه

آنچه باشم که تومی خواهی ...


نوشته شده در یکشنبه 2 بهمن ماه سال 1390ساعت 09:39 AM توسط دوقلوها نظرات (10)

چه کوتاه است فاصله ی میان بالا رفتن دست علی و بالا رفتن سر حسین

جملات زیبا گیله مرد 

جز حسین بن علی کیست که در راه خدا

            آنچه او را به جهان هست میسر بدهد ...

نوشته شده در یکشنبه 18 دی ماه سال 1390ساعت 10:06 PM توسط دوقلوها نظرات (17)

 

 

من هر لحظه ، هماره

شب و روز

همه وقت و همه جا

صدای این بارش ها و ریزش های پیوسته را

که سینه ام را پر می کند ،

و سبوی قلبم را لبریز می کنند ، می شنوم.

و آه !

آه که کسی نمی داند و نمی شنود !

که ” کس ” سر با بالین سینه ی من ندارد.

و هیچ کس ، گوش آشنای این آواره های غیبی را ندارد

که این گوش ها

تنها صدای بر هم خوردن اشیا را می توانند شنید.

صدای حرف های ناگفته را

آوای نیازهای بنهفته را

و زمزمه ی جویبارهای مرموزی را

که در صحرای روح آدمی روانند

و ترنم صدها ترانه بر لب دارند ،

نمی توانند شنید ،

مگر گوش کسی

اما سر بالین سینه ی من ندارد. 

 

یا علی

نوشته شده در دوشنبه 5 دی ماه سال 1390ساعت 6:42 PM توسط دوقلوها نظرات (21)

 

شده یلدا مقارن با محرم 


نمی دانم بخندم یا بگریم  


مبارک، تسلیت عید و عزاتان 


پس از شادی بخور یک ذره هم غم  

مبارک باشه ایشالا

 
                     
نوشته شده در پنجشنبه 1 دی ماه سال 1390ساعت 00:32 AM توسط دوقلوها نظرات (5)

 

ی ای ای زبان علی در کام!با ملت خویش حرف بزن.

ای زن! ای که مردانگی در رکاب تو جوانمردی آموخت! زنان ملت ما، اینان که نام تو آتش عشق و درد بر جانشان می افکند، به تو محتاج اند. بیش از همه وقت.

ای زینب! ای زبان علی در کام! ای رسالت حسین بر دوش! ای که از می آیی و پیام شهیدان را در میان هیاهوی همیشگی قدّاره بندان و جلادان همچنان به گوش تاریخ می رسانی . ای زینب! با ما سخن بگو .

مگو که بر شما چه گذشت ؟ مگو که در آن صحرای سرخ چه دیدی ؟ مگو که جنایت در آنجا تا به کجا رسید ؟ مگو که خداوند آنروز عزیزترین و پرشکوه ترین ارزش ها و عظمت هایی را که آفریده است یکجا در ساحل فرات و بر روی ریگزارهای تفتیده بیابان طف چگونه به نمایش آورد و بر فرشتگانش عرضه کرد تا بدانند که چرا می بایست بر آدم سجده کنند .

تو خود شهیدی هستی که از خون خویش کلمه ساختی، همچون برادرت که با قطره قطره خون خویش سخن می گوید.

آری زینب! مگو که در آنجا بر شما چه رفت؟ مگو که دشمنانتان چه کردند؟ و دوستانتان چه کردند ؟

اما بگو ای خواهر! بگو که ما چه کنیم ؟

لحظه ای بنگر که ما چه می کشیم ؟ دمی به ما گوش کن تا مصایب خویش را با تو بازگوییم .

با تو ای خواهر مهربان!

این تو هستی که باید بر ما بگریی. ای رسول امین برادر! که از کربلا می آیی و در طول تاریخ بر همه نسل ها می گذری و پیام شهیدان را می رسانی.

ای که از باغ های سرخ می آیی و بوی گلهای نوشکفته آن دیار را هنوز به دامن داری! ای دختر علی! ای خواهر! ای که قافله سالار کاروان اسیرانی! ما را نیز در پی این قافله با خود ببر.

نوشته شده در چهارشنبه 16 آذر ماه سال 1390ساعت 12:42 PM توسط دوقلوها نظرات (24)


Design By : Pichak

LinkDump
Archives
Links
Specific
Design
Others